حسن حسن زاده آملى

3

كلمه عليا در توقيفيت اسماء (فارسى)

باب 1 [ تقرير محل نزاع در توقيفيت اسماء الله - تعالى شأنه - ] اين باب ، تقرير محل نزاع در توقيفيت اسماء است : هر كس به زبانى آفريدگار جهان را به نامى مى خواند : تازيان به الله ، و پارسيان به خدا و يزدان ، و تركان به تارى و تانكرى ، و به لغت انجيل كرسطوس ، و فرنگيان به ديو Dieu ) ) ، و ديگران به نامهاى ديگر . گفته اند در جواز اين گونه نام گذارى نه از شرع منعى رسيده است ، و نه دانشمندان را در پيرامون آن گفتارى است . ولى سخن در اين است كه آيا آدمى مجاز است اوصاف و احوالى را به انديشه و ادراك خويش مبادى محمولات قرار دهد ، و آن محمولات را بر خداوند اطلاق كند اطلاقى كه به عنوان تسميه باشد نه به طور وصف ، يا اين كه اسماء الله توقيفى اند يعنى بايد در اطلاق آنها بر خداوند اذن شرعى رسيده باشد ؟ چنان كه مى رسيد شريف در شرح مواقف گويد « : ليس الكلام فى اسماء الاعلام الموضوع‌ة فى اللغات ، انما النزاع فى الاسماء الماخوذة من الصفات و الافعال ( ص 541 ط 1 قسطنطنيه ) . دسته اى مذهب اول را برگزيدند . و بيشتر قائل به توقيف اند . و برخى ناطق به تفصيل اند ، بدين بيان كه اسماء بايد علاوه بر نفى ايهام نقص اشعار به تعظيم هم داشته باشند . و به عبارت روشنتر دسته اول اعنى كسانى كه قائل به توقيفى بودن اسماء نيستند گويند : اطلاق اسماء بر اشخاص بواسطه وجود معانى آنها در اشخاص است . مثلا هر گاه شخصى دانا و داراى پايه هاى علمى باشد توان گفت كه او عالم است ، و يا صاحب بخشش باشد اطلاق سخى بر او جائز است و هكذا ، همچنين در اسماء الله گويند كه چون عقل دلالت كند بر اتصاف حق تعالى به صفتى وجودى و يا سلبى ، و يا بر فعلى از افعال او دلالت كند ، روا است كه بر خداوند اسمى اطلاق شود كه